دست نوشته های یک ...!

شعر آهنگ دلشوره از مهدی یراحی

شنبه 12 مرداد 1392

یا عشق با من خوب نیست یا سهم من تنهاییه


اول ارتباطیم که آخرش جداییه


تو تلخ میخندی به من من خندرو حس میکنم


این آخرای رابطه س آینده رو حس میکنم


تا تو سکوت می کنی دیوار میشه پنجره


به سمت در میری منو دلشوره از دست میبره


از بغض پر میشم ولی چشمامو میبندم بری


با اینکه خیلی سختمه تو گریه میخندم بری


بعد از تو طرح خونه رو آوار می کشم برو


نابود میشم تو خودم کنار میکشم برو


ا تو سکوت می کنی دیوار میشه پنجره


به سمت در میری منو دلشوره از دست میبره



شعر آهنگ خیابونا از محسن یگانه

شنبه 12 مرداد 1392

از این خیابونا هر وقت که رد می شم

دیوونه تر می شم بی حد و اندازه


باور کن این روزا هر چی که می بینم

فکر منو داره یاد تو می ندازه


هرچی که میبینم فکر منو داره

یاد تو می ندازه


انگار قدمام به این خیابونا

وقتی تو نیستی بدجوری وابسته س


انقد که با فکرت قدم زدم اینجا

حتی خیابون هم از قدمام خسته س


تو این پیاده رو بین همین مردم

با اشتباه اما خیلی تورو دیدم


این که چرا نیستی من این سوال از

هرکس که میدیدم صد بار پرسیدم



وقتی حواس تو درگیر رفتن بود

بیهوده جنگیدم تو از همون اول


منو نمیخواستی من دیر فهمیدم

دیر فهمیدم


انگار قدمام به این خیابونا

وقتی تو نیستی بدجوری وابسته س


انقد که با فکرت قدم زدم اینجا

حتی خیابون هم از قدمام خسته س



شعر آهنگ تصور نبودنت ازاحسان خواجه امیری

جمعه 11 مرداد 1392

منو به حال من رها نکن

تو هم به مرز این جنون برس


اگه هنوز هم عاشق منی

خودت به داد هردومون برس


من از تصور نبودنت

رو شونه تو گریه می کنم


منی که دل بریدم از همه

ببین برای تو چه می کنم


تمام عمر رد شدم ازت

ببین کجا شدم اسیر تو


به پشت سر نگاه نمی کنم

که برنگردم از مسیر تو


به حد مرگ میپرستمت

ولی برای عشق تو کمه


خودت به من بگو بهشت تو

کجای این همه جهنمه


منو به حال من رها نکن


صفحه کوتاهی ازآن خوانده ای

پنجشنبه 10 مرداد 1392

آه ای مردی که لب های مرا


از شرار بوسه ها سوزانده ای


هیچ در عمق دو چشم خامشم


راز این دیوانگی را خوانده ای؟


هیچ می دانی که من درقلب خویش


نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟


هیچ می دانی کز این عشق نهان


آتشی سوزنده برجان داشتم؟


گفته اند آن زن زنی دیوانه است


کز لبانش بوسه آسان می دهد


آری اما بوسه از لب های تو


بر لبان مرده ام جان می دهد


هرگزم درسر نباشد فکر نام


این منم کاین سان تورا جویم به کام


خلوتی می خواهم و آغوش تو


خلوتی می خواهم و لب های جام


فرصتی تا برتو دور ازچشم غیر


ساغری از باده هستی دهم


بستری می خواهم از گل های سرخ


تا درآن یک شب تورا مستی دهم


آه ای مردی که لب های مرا


از شرار بوسه ها سوزانده ای


این کتابی بی سرانجام است و تو


صفحه کوتاهی ازآن خوانده ای


دردهای من...

پنجشنبه 10 مرداد 1392

دردهای من


جامه نیستند


تا ز تن در آورم


چامه و چکامه نیستند


تا به رشته ی سخن درآورم


نعره نیستند


تا ز نای جان بر آورم


دردهای من نگفتنی


دردهای من نهفتنی است


دردهای من


گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست


درد مردم زمانه است


مردمی که چین پوستینشان


مردمی که رنگ روی آستینشان


مردمی که نامهایشان


جلد کهنه ی شناسنامه هایشان


درد می کند


من ولی تمام استخوان بودنم


لحظه های ساده ی سرودنم


درد می کند


انحنای روح من


شانه های خسته ی غرور من


تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است


کتف گریه های بی بهانه ام


بازوان حس شاعرانه ام


زخم خورده است


دردهای پوستی کجا؟


درد دوستی کجا؟


این سماجت عجیب


پافشاری شگفت دردهاست


دردهای آشنا


دردهای بومی غریب


دردهای خانگی


دردهای کهنه ی لجوج


اولین قلم


حرف حرف درد را


در دلم نوشته است


دست سرنوشت


خون درد را


با گلم سرشته است


پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟


درد


رنگ و بوی غنچه ی دل است


پس چگونه من


رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟


دفتر مرا


دست درد می زند ورق


شعر تازه ی مرا


درد گفته است


درد هم شنفته است


پس در این میانه من


از چه حرف می زنم؟


درد، حرف نیست


درد، نام دیگر من است


من چگونه خویش را صدا کنم؟

 


قیصر امین پور


مرهم زخم های کهنه ام ...

سه شنبه 8 مرداد 1392

مرهم زخم های کهنه ام 

کنج لبان توست !

بوسه نمیخواهم

چیزی بگو ...


احمد شاملو


شعر آهنگ داری میری از پویا

شنبه 5 مرداد 1392

داری میری حواست نیست که قلبم توی آتیش


چرا هرچیزی که خوبه اونقدر راحت تموم میشه


داری میری حواست نیست چقدر تاریک این خونه


درو میبندی و میری چیزی یادت نمیمونه


دم رفتن نگاهم کن نگو که بر نمیگردم


به من که حتی یک لحظه فراموشت نمی کردم


دارم تنها میشم با این غروری که ترک خورده


با این قلبی که دور از تو توی هر ثانیه مرده


داری میری حواست نیست یکی اینجا میمیره


چرا هرچیزی که خوبه زود از یاد همه میره


شعر آهنگ شهر باران از حامد زمانی

جمعه 4 مرداد 1392

بیا و خودت قصه مو روایت کن

حالا خودت قظاوت کن

اگه بدم چرا هوامو داری

آخه فدای تو چقدر فداکاری

اگه به من بدهکاری

میبخشی من رو منت نمیذاری

نبودی و هزار دفعه زمین خوردم

نبودی و کم آوردم

ولی همش به داد من رسیدی

رو هرکی غیر تو اگه که سر کردم

آخرش ضرر کردم

وقتی باشی حروم نا امیدی

دل شکسته قیمتی تره آره

صدای بهتری داره

خدا ببین دلم شکسته

بیا و لحظه هامو آسمونی کن

بیا و مهربونی کن

بیا ببین چه بد دلم شکسته

پشیمونم از این مسیر وارونه

از اینکه گمشده خونه

از اینکه از سر خودم زیادم

پشیمونم ولی بازم دلم قرصه

یکی حالمو میپرسه

تو لحظه ای که شمع رو به بادم

پشیمونم از این مسیر وارونه

از اینکه گمشده خونه

از اینکه از سر خودم زیادم

پشیمونم ولی بازم دلم قرصه

یکی حالمو میپرسه

تو لحظه ای که شمع رو به بادم



شعر آهنگ هواتو کردم از محمد علیزاده

جمعه 4 مرداد 1392

هواتو کردم منه هیرون تو این روزا هواتو کردم


دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم


هوایی میشم همین روزا که میبینم هوامو داری


میخوام بدونم تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری


دلمو دست تو دادم منه دل تنگ احساسی


نمیذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی


دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن


همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن


چه روزا حالمو دیدی چه شبا که رسیدی


تو صدای دل تنهای منو شنیدی


تو دردامو میدونی تو که چشمامو میخونی


بده بازم به دل من یه نشونی


دلمو دست تو دادم منه دل تنگ احساسی


نمیذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی


دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن


همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کن


شعر آهنگ نوازش از استاد سیاوش قمیشی

چهارشنبه 2 مرداد 1392

میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم

میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم


میفهمی چی میگم بهت میبینی خستگیمو

میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو


میشه بشینی پیشم یه شعر برام بخونی

امشب یکم تنها شدم میشه پیشم بمونی


انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه

اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه


میشه نوازشم کنی وقته گرفته حالم

میشه ببندی بالمو آخه شکسته بالم




پس لطفا قضآوتم نکن…

چهارشنبه 2 مرداد 1392

دلگیرم

از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن

منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس لطفا قضآوتم نکن…


دستور زبان عشق "قیصر امین پور"

سه شنبه 1 مرداد 1392

دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟



 

می‌توان آیا به دریا حكم كرد


كه دلت را یادی از ساحل مباد؟


 

موج را آیا توان فرمود: ایست!


باد را فرمود: باید ایستاد؟



 

آنكه دستور زبان عشق را


بی‌گزاره در نهاد ما نهاد


خوب می‌دانست تیغ تیز را


در كف مستی نمی‌بایست داد

 



قیصر امین پور


شعر آهنگ سازش از مهدی یراحی

سه شنبه 1 مرداد 1392

هرجور میتونی بمون من با تو سازش می کنم


هر بار میگفتم نرو این بار خواهش می کنم


با زخم تنهاتر شدن محتاج تسکینم نکن


تنهاتر از من نیستی تنهاتر از اینم نکن


با گریه های هر شبم دنبال مرحم نیستم


این بار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم


کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه


این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه


باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم بری


انقدر درارو وا نکن من که نمیذارم بری


یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود


اینا که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود


با گریه های هر شبم دنبال مرحم نیستم


این بار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم


کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه


این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه


شعر آهنگ حس آرامش از محمد علیزاده

دوشنبه 31 تیر 1392

تو دریایی و من همش فکر آب

همه چی بجز تو سرابه سراب


سر راه دریا نشونی بذار

واسه این دل تنگ خونه خراب


پر از خواهش و التماس چشام

میخوام هرچی بخوام از تو بخوام


دلم مثل هر سال حاضر شده

میخوام با همین دل سراغت بیام


صدای تو از جنس آرامش

نذار حس آرامشم گم بشه


صدام کن تا قفل دلم باز شه

صدام کن بذار عشق آغاز شه


بازم نقل لیلی و مجنون شده

تو این لحظه ها عشق آسون شده


قراره بازم مهربونی کنی

همه جا پر از عطر بارون شده


نمیدونم این قصه اسمش چیه

ولی عاشقی درد شیرینیه


بجز تو دلم از همه دل برید

خدایا بجز تو امیدم کیه



صدای تو از جنس آرامش

نذار حس آرامشم گم بشه


صدام کن تا قفل دلم باز شه

صدام کن بذار عشق آغاز شه


من گمان می کردم...

پنجشنبه 27 تیر 1392

من گمان می کردم

دوستی همچون سروی سرسبز

چارفصلش همه آراستگی ست 

من چه می دانستم 

هیبت باد زمستانی هست 

من چه می دانستم 

سبزه می پژمرد از بی آبی

سبزه یخ می زند از سردی دی

من چه می دانستم 

دل هر کس دل نیست 

قلبها ز آهن و سنگ 

قلبها بی خبر از عاطفه اند


کاش اصلا دل نداشتم...

چهارشنبه 26 تیر 1392

کاش اصلا دل نداشتم.

کاش اصلا نبودم.

کاش نبودی.

کاش می شد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد.

آخ مهتاب! کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم.

یا یک مشت خاک باغچه ات. کاش دستگیره اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی.

کاش چادرت بودم.

نه، کاش دستهایت بودم.

کاش چشمهایت بودم. کاش دلت بودم.

نه، کاش ریه هایت بودم تا نفس هایت را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری.

کاش من تو بودم.

کاش تومن بودی. 

کاش ما یکی بودیم.

یک نفر دوتایی


گذشته در چشمانم مانده است ...

سه شنبه 25 تیر 1392

گذشته در چشمانم مانده است

عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است

چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی

صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم

که نفهمی هنوز هم دوستت دارم


پاییز از فروغ فرخزاد

دوشنبه 24 تیر 1392

از چهره طبیعت افسونكار 

بر بسته ام دو چشم پر از غم را 

تا ننگرد نگاه تب آلودم 

این جلوه های حسرت و ماتم را 

پاییز ای مسافر خاك آلوده 

در دامنت چه چیز نهان داری 

جز برگهای مرده و خشكیده 

دیگر چه ثروتی به جهان داری 

جز غم چه میدهد به دل شاعر 

سنگین غروب تیره و خاموشت ؟ 

جز سردی و ملال چه میبخشد 

بر جان دردمند من آغوشت ؟ 

در دامن سكوت غم افزایت 

اندوه خفته می دهد آزارم 

آن آرزوی گمشده می رقصد 

در پرده های مبهم پندارم 

پاییز ای سرود خیال انگیز 

پاییز ای ترانه محنت بار 

پاییز ای تبسم افسرده 

بر چهره طبیعت افسونكار


"فروغ فرخزاد"


همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی.

شنبه 22 تیر 1392

شب‌ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی

آوای تو می‌خواندم از لایتناهی.

آوای تو می‌آردم از شوق به پرواز

شب‌ها که سکوت است و سکوت و سیاهی.

امواج نوای تو ، به من می‌رسد از دور

دریایی و من تشنه‌ی مهر تو ، چو ماهی.

وین شعله که با هر نفسم می‌جهد از جان

خوش می‌دهد از گرمی این شوق گواهی

دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست

من سرخوشم از لذت این چشم به راهی

ای عشق ، تو را دارم و دارای جهانم

همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی.


زمین زیر پای من سفت نیست!!!

جمعه 21 تیر 1392

لبخندت

دلم را قرص می کند

که هنوز هم

مالک تمام گستره ای که در چشم های تو جا گرفته است

منم...!!!

از مهتاب و خورشید و ستاره گرفته ... ... 

تا
کوه و دشت و دریا...

با همه ی اینها

هنوز هم

زمین زیر پای من سفت نیست!!!



فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic