شعر آهنگ فوق العاده زیبا علی مختار پور به نام "خبرم کن"
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره دستات تاج سرم کن
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره ...
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره دستات تاج سرم کن
شنیدم گفتی که تو رو ببخشم
هنوز تو آسمونت می درخشم(2)
میگن شبهای غربت خیلی سخته
هواش سنگین و بهت نساخته
شنیدم خیلی تو غربت عزیزی
ولی میگن هنوزم اشک می ریزی(2)
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره دستات تاج سرم کن
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره دستات تاج سرم کن
شب ها هر شب باید بیای تو خوابم
بشینی پیش این دل خرابم
نفهمم که دوباره گریه کردی
به جونت خواب دیدم که بر می گردی(2)
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره دستات تاج سرم کن
دلت هر موقع تنگ شد خبرم کن
دوباره دستات تاج سرم کن
تبلیغات