تبلیغات
دست نوشته های یک ...!

شعر آهنگ قسم می خورم از هنگامه

پنجشنبه 5 فروردین 1395

تو چشمات سواله یه عالم سوال

نگاهت پر از آرزوهای کار


میدونم توو ذهنت چیا میگذره

می بینی تو اما کی عاشق تره


میمونم کنارت درست مثل سایه ت

از امروز تا هر روز تا اون بی نهایت


نمیگیره هیچکس جای خاک پاتو

نمیمیره این عشق قسم می خورم


تا روزی که قلبم هنوز می زنه

تا وقتی که جونی هنوز توی این تنه

توو روزهای خوب توو روزهای بد

همیشه باهاتم قسم می خورم


همیشه باهاتم قسم می خورم

توی لحظه هاتم قسم می خورم


به بارون نم نم به دریا به کوه

به این آفرینش به کشتی نور


به ماه و ستاره به هفت آسمون

به عشقم به عشقی تا مرز جنون


به لحظه دیدار قسم می خورم

دوباره با تکرار قسم می خورم


به عهدی که بستی قسم می خورم

به هستم به هستی قسم می خورم



تا روزی که قلبم هنوز می زنه

تا وقتی که جونی هنوز توی این تنه

توو روزهای خوب توو روزهای بد

همیشه باهاتم قسم می خورم


همیشه باهاتم قسم می خورم

توی لحظه هاتم قسم می خورم



دانلود آهنگ


شعر آهنگ خداحافظی از آروین صاحب

سه شنبه 11 اسفند 1394

خداحافظی کن که تنها بشم

برام بسه تو قلبه تو جا بشم

دیگه بسه این بغض تکراریو

بگو قبل رفتن دوسم داری تو

خودت راه برو دیگه راحت بکن

کسی نیست بفهمه خیانت بکن

تو که ماله من نیستی آخر میری

دیگه پس بهونه چرا میگیری


خداحافظی واسه ما بهتره

دلت آخرین بازیو میبره

برو فک نکن حاله من بد بشه

دیگه وقتشه گریه عادت بشه

خداحافظی کن دستم رو بشه

دلم تویه تنهایی ترسو بشه


تمومش کن این بازی رو مثله من

به جز یک خداحافظ حرفی نزن


تو خواستی اسیر دوراهی بشی

دیگه وقتشه تنها راهی بشی

مسیر منو تو جدا از همه 

برو تنها میشم ولی حقمه


خداحافظی کن بدونه هراس

خودت میدونی عشق ما اشتباست

خداحافظی کن داره شب میشه

باید واسه ما دوری عادت بشه


شعر آهنگ بغض دریا از استاد عارف

شنبه 1 اسفند 1394

همه از دور میشنیدن بغض دریا تو صدامه
همشون به هم میگفتن غم دنیا تو نگامه
همه درهاشونو بستن تنها موندم زیر بارون
تنهایی گاهی یه مرزه بین آزادی و زندون
از نفس افتاده بودم اومدی - راهمو گم کرده بودم اومدی
جاده خالی و بدون نور ماه - ماهمو گم کرده بودم اومدی
از نفس افتاده بودم اومدی - راهمو گم کرده بودم اومدی
جاده خالی و بدون نور ماه - ماهمو گم کرده بودم اومدی


خودمو گم کرده بودم کسی حالمو نپرسید
دردامو میگفتم اما کسی حرفامو نفهمید
نمیدونم هر کجایی سرگذشتو سرنوشی
که از اون روزم گرفتی منو دادی به بهشتی
که نه جاده رو به مرگه نه تو تنهایی میپوسم
بدون از شب وقتی خوابی هر دو پلکاتو میبوسم
از نفس افتاده بودم اومدی - راهمو گم کرده بودم اومدی
جاده خالی و بدون نور ماه - ماهمو گم کرده بودم اومدی



شعر آهنگ فاصله از پویا

پنجشنبه 22 بهمن 1394

همین فاصله کافیه حس کنم

بدون تو من تا کجا بی کسم


مسیرم خلاف توه پس چرا

دارم بی توقف به تو می رسم


خودم بارمو بستم و راهیم

فقط بغض که سد راه منه


همیشه مردد شدم لحظه ای

که خواستم بگم موقع رفتنه


چقدر با تو بودن برام خوب بود

چه احساس خوبی به من داشتی


چقدر مهربون بودی و دستمو

توو دست خدا هم نمی ذاشتی


نجاتم بده من پشیمون شدم

ولی رو ندارم به تو رو کنم


ببین تا چقدر دوستم با تو که

دیگه با غرور خودم دشمنم


اگه با منی دست من رو بگیر

من از این همه فاصله دلخورم


از اون لحظه ها سهم امروز من

فقط بغض فرو می خورم


شعر آهنگ آتش دل از استاد معین

پنجشنبه 12 آذر 1394

دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد

دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد

آفتاب عمر من فرو رفت و

ماهم از افق چرا سر برون نکرد

هیچ صبح دم نشد فلق

چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد

ز روی مهت جانا پرده بر گشا

در آسمان مه رو منفعل نما

به ماه رویت سوگند

که دل به مهرت پایبند به طره ات جان پیوند

قسم به زند و پازند

به جانم آتش افکند خراب رویت یک چند


بیا نگارا جمال خود بنما

ز رنگ و بویت خجل نما گل رو

رو در طرف چمن بین

بنشسته چو من

دل خون بس ز غم

یاری غنچه دهن

گل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنان

هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان

ز جور مه رویان شکوه گر سازی

به شش درمحنت مهره اندازی

همچون سالک دست خود بازی

همچون سالک دست خود بازی


شعر آهنگ نامه پدر از استاد بابک رادمنش

چهارشنبه 11 آذر 1394

نامه ای که مینویسم

جوهرش از خون دل
نامه ای که مینویسم
جوهرش از خون دل
از همون روزی که رفتی
قصه هات مهمون دل
از همون روزی که رفتی
قصه هات مهمون دل

به من بگو به من بگو ، به من بگو
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی


گفتی خداحافظ و من سفر بخیر گفتم و گریه کردم
گفتی خداحافظ و من در و به روم بستم و گریه کردم

بی تو دله غم زده ام شکست و ویرانه ی قصه ها شد
گفتی خداحافظ و من از این جهان رستم و گریه کردم

به من بگو به من بگو ، به من بگو
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرشه کی برمیگردی
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی


تو که گفتی میری و برمیگردی
دلتنگ من میشی و بر میگردی
تو که گفتی غمگینی از جدایی
دل به وطن میدی و برمیگردی

به من بگو به من بگو ، به من بگو
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی


در لحظه ی بدرود تو خورشید چشاش و بست و رفت
سنگی اومد از کوه غم قلب منو شکست و رفت
گفتم اگه میشه نرو گفتی مگه دست منه
رفتی و دل از یاد تو یه لحظه دل نمیکنه

به من بگو به من بگو ، به من بگو
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی
بابا قربونت بشه کی برمیگردی
آخرای عمرش کی برمیگردی



شعر آهنگ شمال از استاد معین

شنبه 23 آبان 1394

دوباره بدون تو میرم سفر
شبیه یه تصویر بی حس و حال
دوباره بدون ِ تو میرم شمال
با من حسرت پرسه تو اسکله
کنار تو و کمترین فاصله
با من عادت غرق ِ دریا شدن
به عشق تو و توو دلت جا شدن

کدوم ساحل دنج پهلوی تو
بشینم پی ردی از بوی تو
صدف تا صدف موج ِ غم با منه
دل تنگمو صخره پس میزنه

کدوم ساحل دنج پهلوی تو
بشینم پی ردی از بوی تو
صدف تا صدف موج ِ غم با منه
دل تنگمو صخره پس میزنه


چه وقتی کجا قایق لحظه هام
منو میبره تا رسیدن به ماه
شمال و غروب و مُعمای تو
کدوم روز خوب ِ تماشای تو
امان از نم ِ جاده و بغض من
میبارم برای سبک تر شدن

کدوم ساحل دنج پهلوی تو
بشینم پی ردی از بوی تو

صدف تا صدف موج ِ غم با منه
دل تنگمو صخره پس میزنه





شعر آهنگ حبس از ابی

چهارشنبه 20 آبان 1394

کسی که به حبس می بره آدمو
نمیدونه دلواپسی می گیره
یه مادر که دلتنگ فرزندش
نبینه جگر گوشه شو می میره

کسی که به حبس برده این عاشق
نمیدونه چشمای تو پشتمه
با ایما اشاره رسوندن به تو
که جرمم گره کردن مُشتمه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار و چیزی بگو
بگو کوچه مون رو به آزادیه
بگو دلخوشم کن به راست و دروغ
خرابه بگو رو به آبادیه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار ُ حرفی بزن
منم عاشقونه نگات میکنم
شبی که تو سلول تنهایی ام
به جای نگهبان صدات میکنم



چه دیواری افتاده بین منو
تو و آدمایی که پیش منن
همه لیلی ها مثل تو نیستن
خیلی ها قید مجنونو این توو زدن

شبیه یه تنهایی واقعی
توو فصل بهارم گُله کاشیه
میخوام حس کنی درد این آدمو
که از متن رفته توی حاشیه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار و چیزی بگو
بگو کوچه مون رو به آزادیه
بگو دلخوشم کن به راست و دروغ
خرابه بگو رو به آبادیه

روزایی که وقت ملاقاتیه
یه شیشه ضخیم کرده این دوریو
تو از پُشت شیشه نگاهم کنو
منم دست میذارم رو‌ دستای تو
تو گوشی رو بردار ُ حرفی بزن
منم عاشقونه نگات میکنم
شبی که تو سلول تنهایی ام
به جای نگهبان صدات میکنم

ترانه سرا افشین مقدم




شعر آهنگ حسرت از استاد سیاوش قمیشی

شنبه 16 آبان 1394

هر برگ زرد یعنی یک آرزویه بر باد

پاییز پشت پاییز دنیا همینو میخواد

دنیا همینو میخواد یادت بره کی هستی

یادت بره چجوری افتادیو شکستی

پاییز تویه هر عکس غربت تمامه دنیاست

ما سهم انتظاریم حسرت همیشه با ماست

حسرت همیشه با ماست روزا میانو میرن

دیر اومدی عزیزم روزایه خوب رفتن

دنیا عوض نمیشه فصلا میانو میرن

تقدیر ما همینه بی ریشه قد کشیدن

حتی واسه یه لحظه این بغض وا نمیشه

این انتظار از ما هرگز جدا نمیشه


 پاییز تویه هر عکس غربت تمامه دنیاست

ما سهم انتظاریم حسرت همیشه با ماست

حسرت همیشه با ماست روزا میانو میرن

دیر اومدی عزیزم روزایه خوب رفتن

دنیا عوض نمیشه فصلا میانو میرن

تقدیر ما همینه بی ریشه قد کشیدن

حتی واسه یه لحظه این بغض وا نمیشه

این انتظار از ما هرگز جدا نمیشه



شعر آهنگ چتر از شاهرخ

پنجشنبه 14 آبان 1394

بعضی وقتا که دلم تنگ میشه

وقتایی که از خودم بیزارم

به هوایِ یه کم قدم زدن

چتر تنهاییمو بَر میدارم

میزنم دل به دلِ خیابونا

زیر بارونی که نَم نَم میزنه

جایه خالیِ تو هم حس میشه

این هوا هوایِ با تو بودنهــــــ

یه نفر دلش میخواد تو این هوا

خودشو جا کنه زیر چترِ تو

کِی از این کوچه گذشتی که هنوز

مونده تو هوایِ کوچه عطر تو

یه نفر دلش میخواد تو این هوا

خودشو جا کنه زیر چترِ تو

کِی از این کوچه گذشتی که هنوز

مونده تو هوایِ کوچه عطر تو


چه شبا که با صدایِ اسم تو

خلوت کوچه ها رو به هم زدم

از کدوم جاده باید به تو رسید

من همه جاده هارو قدم زدم

تو یه گوشه از همین شهرِ شلوغ

تو یه جا پشتِ همین تاریکی

به گمونم داری میبینی منو

حسِ من،بهم میگه نزدیکیــــــ

یه نفر دلش میخواد تو این هوا

خودشو جا کنه زیر چترِ تو

کِی از این کوچه گذشتی که هنوز

مونده تو هوایِ کوچه عطر تو

یه نفر دلش میخواد تو این هوا

خودشو جا کنه زیر چترِ تو

کِی از این کوچه گذشتی که هنوز

مونده تو هوایِ کوچه عطر تو



آهنگ عجب روزگاری از رسول پویان

یکشنبه 3 آبان 1394

آهنگ عجب روزگاری از رسول پویان به تقاضای دوستان به متن آهنگ اضافه شد


شعر آهنگ میتونستی نری از رضا شیری

پنجشنبه 30 مهر 1394

بدون تو همه روزام از عشق خالین
بدون تو همه شبام برام تکرارین
کاش یه کمی بیشتر به من به قلب من نگاه میکردی
کاشکی وقتی میدید میمیرم از غصه صدام میکردی
کاشکی اشکام نمیریختن نمیدیدی آسون نمیرفتی
تو دستاشو گرفتی رفتی که رفتی
تو میتونستی بمونی
تو میتونستی نری
تو میتونستی از منو دلم ساده نگذری
تو میتونستی بمونی
تو میتونستی نری
تو میتونستی از منو دلم ساده نگذری

بدون تو همیشه من ستاره هارو میشمرم
اگه برنگردی پیشم عشقم تورو دسته خدا میسپارم
بدون تو همیشه گریست و همیشه لبخندا روی لبام خشکن
ولی اون منو دوست نداشت
رفت و به عشقش پشت کرد

تو میتونستی بمونی
تو میتونستی نری
تو میتونستی از منو دلم ساده نگذری

 

تو میتونستی بمونی
تو میتونستی نری
تو میتونستی از منو دلم ساده نگذری



شعر آهنگ آغوش امن از رضا صادقی

پنجشنبه 30 مهر 1394

بهم گفتن گلت رو آب برده
دیگه تنها شدی برا همیشه
کسی که دلشو زده به دریا
به این راحتیا پیدا نمیشه
بهم گفتن گلت رو آب برده کسی از جای اون خبر نداره
دیگه باید بشینی تا یه روزی که دریا پرپرش رو پس بیاره
حالا میگن تو رو با دست بسته , تو رو زنده ی زنده خاک کردن
نمیدونی که مادر چی کشیدم
منو با این خبر هلاک کردن
پر حرفم پر دردم عزیزم
ولی آغوش من امنه هنوزم
بذار دستاتو وا کنم عزیزم
تو آغوش تو راحت تر بسوزم
پر حرفم پر دردم عزیزم ولی آغوش من امنه هنوزم
بذار دستاتو وا کنم عزیزم تو آغوش تو راحت تر بسوزم

اگه دست تو رو نبسته بودن
میتونستی با یه لشکر بجنگی
تو بچه شیر این خاکی , نترسی
تو میتونی که بی سنگر , بجنگی
بگو تا داغ تازم تازه تر شه
بهت لحظه آخر آب دادن
آخه مادر برای تو بمیره
که اینجوری تورو عذاب دادن
برا عکسات رو پام لالایی خوندم
شبای بی کسی و بیقراری
که جرءت کرده دستاتو ببنده , بمیرم تو مگه مادر نداری
بهم برخورده مادر بغض دارم , قسم خوردم دیگه دریا نمیرم
قسم خوردم گلم مثل خود تو , منم با دستای بسته بمیرم
پر حرفم پر دردم عزیزم
ولی آغوش من امنه هنوزم
بذار دستاتو وا کنم عزیزم
تو آغوش تو راحت تر بسوزم
پر حرفم پر دردم عزیزم ولی آغوش من امن هنوزم
بذار دستاتو وا کنم عزیزم تو آغوش تو راحت تر بسوزم


شعر آهنگ حظ کردم از شاهرخ

شنبه 25 مهر 1394

میون بغض و لبخندم

میون خواب و بیداری

تو هم با من به این رویا

یه حس مشترک داری

هنوزم باورش سخته

که تو اینجایی بی وقفه

حالا دنیای من با تو

همین جا زیر این سقفه

با تصویر همین دیدار

جهان یک لحظه ماتش برد

تا که چشماتو وا کردی

غمای توی قلبم مرد

تو رو دیدم خدا خندید

من از عشق تو حظ کردم

با تو من کل دنیا رو

تو یک لحه عوض کردم


شعر آهنگ شب آخر از استاد داریوش اقبالی

پنجشنبه 23 مهر 1394

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی

شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود

میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود

چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری

چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری


ندانستیم و دلبستیم نپرسیدیم و پیوستیم

ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم

سفر با تو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود

نمیدیدیمو میرفتیم هزاران سایه با ما بود

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی


در آن هنگامه ی تردید در آن بن بست بی اُمید
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پَر پَر بود
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود
شب ِ آغاز تنهایی شب ِ پایان باور بود

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی
نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی
شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود
میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود

چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری
چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری...




شعر خون بازی از استاد داریوش اقبالی

یکشنبه 31 خرداد 1394

آخرین سنگر سکوته! حق ما گرفتنی نیست!

آسمونشم بگیرید، این پرنده مردنی نیست!

آخرین سنگر سکوته! خیلی حرفا گفتنی نیست! 

ای برادرای خونی! این برادری تنی نیست


شعر آهنگ پرستش از استاد داریوش اقبالی

شنبه 30 خرداد 1394

به وسعتت جهانمو شکنجه زار می کنم
ببین من از هجوم تو کجا فرار می کنم

من از گناه کردنت پرستش شناختم
خدارو سجده می کنم از این بتی که ساختم

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه می برم به تو

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه می برم به تو

چنان بریدم از خودم که از هوای تو پرم
که با نفس کشیدنم از تو شکست می خورم

ثواب می کنم تویی گناه می کنم تویی
دعا کن به هرکسی نگاه می کنم تویی

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه می برم به تو

به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو
به من که هرشب از خودم پناه می برم به تو



حسرت همیشگی "قیصر امین پور"

پنجشنبه 22 آبان 1393

حرف های ما هنوز نا تمام...

تا نگاه می کنی:

         وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از أنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان

           چقدر زود دیر می شود!


اعتراف "قیصر امین پور"

پنجشنبه 8 آبان 1393

خوارها خوار نیستند

شاخه های خشک

                چوبه های دار نیستند

میوه های کال کرم خورده نیز

                 روی دوش شاخه بار نیستند

پیش از آنکه برگ های زرد را

                 زیر پای خویش

                           سرزنش کنی

خش خشی به گوش می رسد

برگ های بی گناه

          با زبان ساده اعتراف می کنند...


شعر آهنگ با تو از پویا

سه شنبه 6 آبان 1393

با تو میمونم و عشق تو می خوام
تو نباشی بی تو من خیلی تنهام

با تو که عشقمی کم نمیارم
سرت رو شونم دنیا رو دارم

تو این حس به من دادی که خوشبختی یه رویا نیست
تو چشمای من عاشق دیگه غصه ای پیدا نیست

چقدر دنیامو عوض کردی , چقدر خوبه تورو دارم
من مدیون خودت کردی , به تو خیلی بدهکارم

خدا با من مدارا کرد , تو قلبت منو جا کرد
تو دستاتو به من دادی , خدا عشق تماشا کرد




فهرست وبلاگ

آرشیو

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها